» فلسفه سربازی و خدمت سربازی چیست. میگویند طراح خدمت سربازی رضاخان بودهاست؟ چرا باید دو سال از شیرین ترین دوران جوانی را با توجه به تحصیلات دانشگاهی در خدمت سربازی که بعضا بدون توجه به رشته تخصصی بنده است بگذرانم.آیا سند یا فضیلت خدمت سربازی در روایات وجود دارد؟


الف - فلسفه سربازی و خدمت سربازی:
      پرداختن به چرایی و ضرورت نظام وظیفه عمومی در کشور ما، نیازمند مراجعه به دیدگاه های قانونگذاران و بررسی نظرات موافقین و مخالفین آن می باشد؛ اما آنچه که در اینجا به اختصار می توان بیان داشت این است که اگر بخواهیم از دیدگاهی کلان به این مسأله نگاه کنیم از جهات متعدد دارای پشتوانه منطقی می باشد:
      1. اصولا مسأله تأمین امنیت برای هر کشور و جامعه ای از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است و این مهم خصوصا با در نظر گرفتن مسائلی نظیر احتمال تهاجم نظامی بیگانگان، شورش های فراگیر مخالفین و...، جز با مشارکت و آمادگی عمومی تمامی اعضای جامعه میسر نمی باشد؛ مسلما کشوری از قدرت دفاعی بالا و آمادگی کامل در مقابل خطرات احتمالی برای حفظ کیان، هستی و ناموس خود برخوردار است که همیشه در پادگان ها و مراکز نظامی و انتظامی، نیروهای آماده دفاع حضور فعال و جدی داشته باشند. از این رو خدمت اجباری برای جوانان یک کشور علاوه بر این که می تواند در تهیه نیروی نظامی مورد نیاز یک کشور برای تأمین امنیت آن و جلوگیری از خطرات احتمالی و بالاخره کاستن از بودجه های بالای نظامی یک کشور مؤثر باشد، سبب می شود تا بعد از پایان خدمت سربازی نیز کشور از افرادی آموزش دیده و آشنا به اصول و روش های دفاعی و نظامی در مواقع نیاز برخوردار باشد. اهمیت این موضوع با در نظر گرفتن موقعیت حساس جغرافیایی و ژئوپلوتیکی کشور ما که در طول تاریخ همواره مورد هجوم نیروهای خارجی بود، به خوبی مشخص می شود.
      2. از سوی دیگر از منظر آموزه های دینی، همه مسلمانان موظف به کسب آمادگی دفاعی در مقابل هجوم احتمالی دشمنان هستند، چنانکه قرآن کریم می فرماید: «واعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عبدوالله وعدوکم» و مسلما یکی از آثار مثبت سربازی کسب آمادگی های نظامی و دفاعی برای اکثریت افراد کشور اسلامی ماست و در بازدارندگی از خطرات احتمالی از جانب دشمنان نقش مهمی ایفا می نماید. از این رو خدمت سربازی امری مقدس محسوب می شود و حضرت امام درباره آن می فرماید: «خدمت سربازی از عبادات اسلام است» و مقام معظم رهبری نیز می فرمایند: «خدمت وظیفه عمومی واقعا خدمت مقدسی است که در جنگ و صلح در صف اول نیازهای ملت و کشور قرار دارد».
      3. خدمت سربازی علاوه بر مسأله آمادگی دفاعی و ورزیدگی جسمانی جوانان، از نظر اجتماعی و فردی نیز می تواند آثار بسیار مثبتی برای جوانان داشته باشد، روحیه نظم، انضباط و اطاعت از قانون را به آنان آموخته و از عوامل مهم جامعه پذیری اعضای جامعه محسوب می گردد و در میزان آگاهی های سیاسی - اجتماعی و تقویت بینش سیاسی جوانان، مؤثر می باشد.
      4. این چنین نیست که خدمت سربازی مخصوص کشور ما باشد بلکه در بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد. مثلا در کشور سوئیس تمامی اهالی موظف به خدمت سربازی هستند؛ بدین معنا که پس از گذرانیدن دوره آموزشی مقدماتی در سن 21 سالگی تا پنجاه سالگی این دوره ها تجدید می گردد. بدین ترتیب، همگی افراد کشور تا سن مذکور سرباز محسوب می شوند و در صورت فراخوانی به خدمت نیروهای مسلح در می آیند (سید محمد هاشمی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، نشر دادگستر، 1380، ج 2، ص 347).
      5. شاید با نگاهی سطحی این چنین تصور کرد که خدمت سربازی باعث هدر رفتن دو سال از شیرین ترین دوران جوانی می شود ولی اگر با نگاهی عمیق و واقع بینانه خصوصا با توجه به نکات مثبتی که این دوران برای جوانان و جامعه دارد به این مسأله بنگریم به اهمیت و ضرورت آن پی می بریم. البته ما منکر این موضوع نیستیم که ممکن است برخی از روش ها و برنامه های موجود پیرامون سربازی دارای اشکالات و نواقصی باشد و بتوان با برنامه ریزی دقیق تر از جوانان به تناسب تخصص هایشان بهره جست، کما این که اقداماتی نیز انجام شده و یا در حال انجام است.
      
ب - تاریخچه دوران سربازی در ایران:
      به درستی اطلاع دقیقی موجود نیست که در چه زمانی سربازگیری برای جنگ های منظم موضوعیت یافته و آغاز گردیده است. می توان گفت تفکر سربازگیری در حدود 300 سال پیش از میلاد مسیح شروع شده است اما به خاطر موقعیت سیاسی و اجتماعی آن زمان این تفکر به مرحله عمل در نیامد وهمان اصول ابتدایی یعنی استخدام افراد مزدور و داوطلب شیوه های اولیه سربازگیری بوده است. سربازگیری در ایران که در طول تاریخ خود به نام های گوناگون (محافظ - گارد جاویدان - یاران فناناپذیر - قزلباش) خوانده شده تاریخچه بالنسبه طولانی دارد که ذکر تمام آن از حوصله این نگارش خارج است اما شرح مختصری از سربازگیری بر مبنای (بنیچه) که چندان قدمتی هم ندارد ضروری است.
      لغت «بنیچه» از کلمه (بن) به معنی اصل و ریشه مشتق شده است اما بهتر آن است که آن را مأخوذ از کلمه بنه به معنی جفت بدانیم که واحد تقسیم کشاورزی است و به مقدار زمین اطلاق می شود که با یک جفت گاو می توان آن را شخم زد و چون تقسیم بندی در دهات بر مبنای جفت گاو و زمین بوده است میزان این نوع مالیت را بر آن استوار نموده و به سبب این که مبنای سربازگیری قاعده ثابت و مشخص داشته باشد از این رویه استفاده شد. بدین ترتیب مقرر شد هر دو به تناسب و تعداد بنه و جفت دایر خود که بر همان اساس مالیات می پرداخت تعدادی هم سرباز بدهد و در این مورد تعیین گردید که از هر سرباز بدهد و در این مورد تعیین گردید که از هر 10 نفر اهل ده یکی به خدمت سربازی برود. علت هم این بوده است که در آن هنگام جمعیت ایران حدود 10 میلیون نفر بوده که از این عدد پنج میلیون را زن و از پنج میلیون نیمی را بچه ها و یک نیم میلیون را اعیان و اشراف و طبقه علما و روحانیون تشکیل داده بودند.
      سرانجام یک میلیون نفر مرد قابل خدمت سربازی باقی می ماند و چون احتیاجات در حدود یکصد هزار نفر بود مقرر گردید که از هر ده نفر مرد واجد شرایط خدمت فقط یک نفر که جوان تر، علاقه مند تر و باقواره تر بود به نام سرباز انتخاب گردد. البته تلاش می شد که سرباز خود دارای ملک و حشم باشد در غیر این صورت آن چند نفر دیگر که به سربازی نمی رفتند می بایست مبلغ صد تومان به طور سرشکن جمع آوری نموده و برای خرید ملک و باغ و حشم و یا در واقع برای ایجاد علاقه به سرباز تعیین می دادند. جالب است بدانیم که ملک و دارایی خریداری شده تا خاتمه خدمت در رهن دولت باقی می ماند تا بدین وسیله از فرار او جلوگیری کرده باشد و در صورت وارد آوردن ضرر و زیان به اسلحه و دیگر اموال دولتی وثیقه ای در دست دولت باشد. خدمت سربازی نمی توانستند با پول معاوضه نمایند و اگر سربازی مایل به خدمت نبود می توانست شخص دیگری را با پرداخت مبلغی به او برگزیند و این مبلغ بستگی به رضایت طرفین و طمع شخصی داشت که به خدمت می رفت.
      این روش تا سال 1300 هجری شمسی که ارتش منظم تری یافت برقرار بود. از ابتدای تشکیل ارتش، مسأله سربازگیری و نحوه احضار سربازان تغییر یافت و ضوابط جایگزین شد. در نخستین سازمان ارتش شعبه ای به نام (جدیدگیری) یا (سربازگیری) تأسیس شد. در سال 1301 شمسی موقتا مقرراتی هم براساس ضوابط قبلی برای سربازگیری وضع و به تصویب مجلس شورای ملی رسید تا قانون کامل تری موافق مقتضیات اوضاع و احوال زمان تهیه گردد.
      در سال 1304 شمسی اداره ای به نام (اداره کل احصائیه و سجل احوال) تشکیل شد. قانونی هم برای تعیین جمعیت حقیقی کشور و ثبت احوال آنها وضع و قانون (خدمت اجباری) نیز از تصویب دولت گذشت و شعبه سربازگیری نیز از 28 بهمن 1304 شمسی به (دایره خدمت اجباری) تبدیل و از سال 1305 تشکیلات دایره مذکور به (اداره نظام اجباری) ارتقاء یافت که از عناصر متشکل ارکان حزب بود.
      اداره نظام اجباری در 15 خرداد 1307 به اداره (نظام وظیفه عمومی) تغییر نام یافت و از این پس هر چند زمان گاهی تغییراتی در سازمان اداره و افزایش نواحی و حوزه ها روی می داد به نحوی که در سال 1313 تعداد نواحی و حوزه ها مستقلا مطابق سازمان لشکرهای 17 گانه به 17 منطقه سربازگیری تبدیل شد. مناطق و نواحی نظام وظیفه تا سال 1314 از نظر تشکیلات و امور فنی تابع اداره مرکزی (اداره نظام وظیفه عمومی) بودند ولی از آن تاریخ به بعد از نظر کادر سازمان جزء پادگان ها و از لحاظ کارهای فنی تابع اداره مرکزی باقی مانند.
      در سال 1335 امور سربازگیری از ارتش منتزع و به وزارت کشور واگذار شد اما اجرای قانون به علت عدم آمادگی وزارت کشور تا مهر ماه 1341 به تعویق افتاد و سرانجام از تاریخ 29 اسفند 1343 امور نظام وظیفه به ژاندارمری کل کشور محول گردید و در سال بعد هم لایحه قانونی انتقال افسران و درجه داران و اموال نظام وظیفه به وزارت کشور (ژاندارمری کشور) به تصویب مجلسین شورا و سنا رسید (10/3/1344) و از این تاریخ به بعد اداره کل مرکزی به نام (اداره وظیفه عمومی) خوانده شد.



حال با توجه به نظر شما "پسران میباید به سربازی بروند یا خیر؟